(دوقلوها) امير عباس و ارغوان(دوقلوها) امير عباس و ارغوان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
افراافرا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

(دوقلوها) - امیر عباس و ارغوان باقری + افرا کوچولو

دوقلوها 20-10-1392

1392/10/24 9:51
نویسنده : مامان دوقلوها
499 بازدید
اشتراک گذاری

ارغوان جوني با لباسي که ماماني براش بافته


اينم نحوه جديد استفاده از روروئک که امير عباس استفاده ميکنه و  همش با سرعت روي

لبه پاييني روروئک و دور اون مي چرخه. از اولش هم دوست نداشت که داخل روروئک بره

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

مامان هلیا
24 دی 92 11:47
ماشاالله به این شیطونکا جووووووووووووونم.
مامان امیرحسین
24 دی 92 13:54
دست مامانی درد نکنه ،چه لباس خوشگلی. آفرین به این پسر باهوش فهمیده روروئک از نظر پزشکا خوب نیست.استفاده نمی کنه.
افسانه مامان هیچکس!
24 دی 92 14:02
اخه مامان جون روروئک برای این نیست که برم توش!بیرونش که باشم هزارجور بازی میکنم باهاشولی وقتی بشینم توش...
مامان الینا خاااااااااااااانوم
24 دی 92 14:20
سلام عاشق دوقلوهای نازتون شدیم خانوادگیییییییییییییییییییی روشونو ببوسین. خوش بحالتون بلدین بافتنی ببافین . من خیلی دوست دارم یاد بگیرم .
مامان دوقلوها
پاسخ
سلام ممنون خاله جون لباسارو مامانی (مامان بزرگ )بافته نه من دوستون داریم
مامان حانیه
24 دی 92 14:30
شما چقدر لباس رو خوشگل کردی ارغوان با او خنده ی نمکی ات خوب امیر عباس حق داره مگه اون پیاده رو نیست که دور روروئک گذاشتن؟؟؟؟!
ندا مامان ویانا
24 دی 92 15:53
ماشالا به ارغوان ناز... ای امیر عباس شیطون
مامان پارسا
24 دی 92 16:36
ماشاءالله به این دو تا فرشته کوچولو.
مامان هلیا
24 دی 92 18:07
ممنونم عزیزم هم سخت بود هم شیرین با همه سختیاش آرزومه دوباره با هلیا جونم قسمتمون بشه. ممنونم که سر زدید.
مامی پوریا
24 دی 92 19:20
ماشالله چه قد لباسش قشنگه و بهش میاد ماه شدی ارغوان جون
بابای ملیسا
24 دی 92 20:29
ضمن عرض سلام و تبریک بخاطر وبلاگ زیباتون ، وبلاگ ملیسا خانم با عکسهای جدیدش به روز شد . خیلی خوشحال می شیم اگر با قدمهای سبزتون ، کلبه کوچیک و مجازی ملیسا رو منور کنید و با گذاشتن یک یادگاری ، حتی بسان یک کلمه ، خاطرات ملیسا رو زیباتر و جادانه تر کنید. منتظر حضور گرم شما هستیم .
مامان آینده
24 دی 92 22:43
مامان آینده
مامان نیایش
25 دی 92 9:41
عزیزم خدا رو شکر کن خونه هستی کنار بچه ها ،فکر دوباره سر کار رفتن رو کنار بگذار و آرامش رو با خونه بودن و لذت بردن از بچه هات تجربه کن.دلم میخواد منم میتونستم بیام بیرون و دیگه سرکارنرم.هر روز نیایش رو باید صبح بیدارکنم و ببرم خونه مامانم این عذابم میده وقتی بچه خوابه و گریه میاد.از طرفی مادرم چه گناهی کرده که به خاطر من خونه نشین شده.بعد نمیتونم به زندگی ام برسم وقتی میرم خونه همیشه خسته ام.
مامان شایلین
25 دی 92 14:42
سلام مامان جون خوبی ؟ ماشالله به این بچه های ناز خیلی خوشگلن. خدا براتون نگه شون داره.حتما دردسرشون هم خیلی زیاده دو تا بچه همزمان بزرگ کردن خیلی انرژی می خواد.چه لبساهای خوشگلی براشون بافتی خیلی بهشون میاد.شما با افتخار لینک شدین. اگه به ماهم سربزنین خیلی خوشحال میشیم.دوست دارم باهم دوست بشیم.
حامده(مامان امیرمحمد)
25 دی 92 22:03
ماشاا...به این گل پسروعزیزیاش خاله مواظب خودت باشدست مامانی دردنکنه که این لباسهای خوشکل رابافتن
مامان روشا
1 بهمن 92 9:57
سلام خاله جون.ما شما رو لینک کردیم خوشحال میشیم لینکمون کنید.دو تا فرشته ها رو ببوسید